ترجمه "hard-wired" به فارسی

(کامپیوتر), سیم بستی, سیم بندی شده بهترین ترجمه های "hard-wired" به فارسی هستند.

hard-wired adjective دستور زبان

Alternative spelling of hardwired. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • (کامپیوتر)

  • سیم بستی

  • سیم بندی شده

  • ترجمه های کمتر

    • سیم بندی شده (hardwired هم می نویسند)
    • هم پیوند
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " hard-wired " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "hard-wired" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه