ترجمه "hauling" به فارسی
یدککشی چوب, ترابري چوب جنگل, حمل چوب جنگل بهترین ترجمه های "hauling" به فارسی هستند.
hauling
noun
verb
دستور زبان
Present participle of haul. [..]
-
یدککشی چوب
-
ترابري چوب جنگل
-
حمل چوب جنگل
-
مبادله
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " hauling " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "hauling" با ترجمه به فارسی
-
(با کامیون یا واگن و غیره) حمل کردن · (باد) تغییر جهت دادن · (دریانوردی) مسیر عوض کردن (به منظور حرکت کردن در راستای باد) · (عامیانه - مبلغ یا میزانی از هر چیز که هر دفعه عاید می شود) دخل · (مقدار ماهی صید شده در هر بار که تور ماهیگیری را به کشتی می کشند) میزان صید در هر دفعه · (کشتی و کامیون و غیره) به دنبال خودکشیدن · به زور بردن · ترابرد · ترابردن · ترابری · ترابری کردن · حمل · حمل و نقل · حمل کردن · خواهی نخواهی کشاندن · دست آورد · دست برد · دگرسو شدن · راننده کامیون · فاصله ی ترابری · فاصله ی مسافرت 0 · مقدار بار حمل شده در هر بار 1 · هل دادن · کشان کشان بردن · کشان کشان بری · کشاندن · کشش · کشیدن · کشیدن (با طناب یا تور و غیره) · کشیدن و بردن · یدک کشیدن
-
پس کشیدن، سوی خود کشیدن
-
دور
-
دور
-
(با کامیون یا واگن و غیره) حمل کردن · (باد) تغییر جهت دادن · (دریانوردی) مسیر عوض کردن (به منظور حرکت کردن در راستای باد) · (عامیانه - مبلغ یا میزانی از هر چیز که هر دفعه عاید می شود) دخل · (مقدار ماهی صید شده در هر بار که تور ماهیگیری را به کشتی می کشند) میزان صید در هر دفعه · (کشتی و کامیون و غیره) به دنبال خودکشیدن · به زور بردن · ترابرد · ترابردن · ترابری · ترابری کردن · حمل · حمل و نقل · حمل کردن · خواهی نخواهی کشاندن · دست آورد · دست برد · دگرسو شدن · راننده کامیون · فاصله ی ترابری · فاصله ی مسافرت 0 · مقدار بار حمل شده در هر بار 1 · هل دادن · کشان کشان بردن · کشان کشان بری · کشاندن · کشش · کشیدن · کشیدن (با طناب یا تور و غیره) · کشیدن و بردن · یدک کشیدن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن