ترجمه "headland" به فارسی
دماغه, سنگپوز, کردوکنار بهترین ترجمه های "headland" به فارسی هستند.
headland
noun
دستور زبان
A bit of coastal land that juts into the sea; cape [..]
-
دماغه
nounThe captain suggests Eurydice is likely lying in wait beyond that headland.
ناخدا به ذهنش خطور کرده که احتمالاً اوريدس ، در اون طرف دماغه منتظرمونه.
-
سنگپوز
-
کردوکنار
-
ترجمه های کمتر
- کوهپاره
- راس
- (زمین بلندی که در دریا پیش رفته است) دماغه
- زمین شخم نشده در حاشیه ی کشتزار یا کردو
- کرت کنار
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " headland " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن