ترجمه "headless" به فارسی

احمق, بی رئیس, بی سر بهترین ترجمه های "headless" به فارسی هستند.

headless adjective دستور زبان

Without a head; decapitated. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • احمق

    noun
  • بی رئیس

  • بی سر

    So your headless bird will hug the clouds, Sophia.

    اونوقت که پرنده ی بی سر ابرها رو در خواهد نوردید ، سوفیا

  • ترجمه های کمتر

    • بی سرور
    • بی سرپرست
    • بی مدیر
    • بی کله
    • سر بریده
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " headless " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "headless" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه