ترجمه "helmet" به فارسی
خود, کلاه ایمنی, کلاه ایمنی ورزشی بهترین ترجمه های "helmet" به فارسی هستند.
helmet
noun
دستور زبان
A protective head covering. [..]
-
خود
nounprotective head covering
Forged after Hercules'very own helmet, when he defeated the demon geryon.
از کلاه خود هرکول ساخته شده وقتی که شیطان گروئون رو شکست داد.
-
کلاه ایمنی
protective head covering [..]
The only mystery in life is why the kamikaze pilots wore helmets.
تنها راز زندگی این است که چرا خلبانان کامی کازه، کلاه ایمنی می پوشیدند.
-
کلاه ایمنی ورزشی
nounprotective head covering
-
ترجمه های کمتر
- کلاه کاسکت
- کلاهخود
- خودسانه
- سرپاس
- (در اصل) زره سر
- (ورزش) کلاه فوتبال آمریکایی
- خوددار کردن
- دارای کلاه ایمنی کردن
- رجوع شود به hard hat
- كلاه خود
- هر چیز خود مانند (جام یا کاسه ی برخی گل ها)
- چهره پوش (در شمشیربازی)
- کلاه آتش نشانی
- کلاه ایمنی (کارگران و موتورسیکلت سواران و غیره)
- کلاه خود
- کلاه غواصی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " helmet " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "helmet"
عباراتی شبیه به "helmet" با ترجمه به فارسی
-
وانگای کلاهخودی
-
کلاه ایمنی دوچرخه
-
کاکلفری کلاهپوش
-
(بیس بال) کلاه ایمنی چوگانزن ها
-
کلاه پنبهای
-
خوددار · خودپوش · دارای قسمتی که مانندخودباشد
-
مرغ شاخدار کلاهپوش
-
خود · کاسکت · کلاه ایمنی (که موتورسیکلت سواران و رانندگان اتومبیل در مسابقات و غیره سر می گذارند) · کلاه خود ایمنی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن