ترجمه "heraldry" به فارسی

آرمشناسی, نشانشناسی, شکوه بهترین ترجمه های "heraldry" به فارسی هستند.

heraldry noun دستور زبان

(uncountable) The profession or art of devising, granting and blazoning coats of arms, tracing genealogies and ruling on questions of protocol or rank [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • آرمشناسی

    profession, study, or art of creating, granting, and blazoning arms and ruling on questions of rank or protocol

  • نشانشناسی

    the profession of devising and blazoning arms

  • شکوه

  • ترجمه های کمتر

    • (مجازی) زرق و برق
    • تبارنامه شناسی
    • تشریفات وابسته به نشانهای اشرافی
    • تصدی امور تبارنامه ها ونشانهای اشرافی
    • جلال و جبروت
    • شناخت شجره نامه ها و نشانهای اشرافی و خانوادگی
    • مقام تبارنامه شناس
    • نشان اشرافی
    • نشان خانوادگی (که معمولا روی سپر نقش می شود)
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " heraldry " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Heraldry
+ اضافه کردن

"Heraldry" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Heraldry در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

اضافه کردن

ترجمه های "heraldry" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه