ترجمه "herd," به فارسی
herd,
ترجمه خودکار " herd, " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"herd," در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای herd, در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "herd," با ترجمه به فارسی
-
(امروزه در ترکیب به کار می رود) - ران · (معمولابا: the - تحقیرآمیز) عوام الناس · (گله وار) راندن · (گوسفندوار) حرکت کردن یا دادن · - بان · - چران · اجتماع کردن · اراذل · جمعیت و ازدحام · خلایق · دسته شدن یا کردن · راندن · رمه · شبانی کردن · عوام · فسیله · متحدکردن · پاده · چپیدن · گاو چرانی کردن · گروه · گله · گله بان · گله رانی کردن · گله کردن یا شدن
-
رفتار گلهای
-
رجوع شود به timothy -2 redtop -1
-
رمهها · گلهها · گلههاي گاو شيري · گلههاي گاو گوشتي
-
اندازه رمه · اندازه گله · بسامد دام
-
گياهان وحشي
-
رمهها · گلهها · گلههاي گاو شيري · گلههاي گاو گوشتي
-
رمهها · گلهها · گلههاي گاو شيري · گلههاي گاو گوشتي
اضافه کردن مثال
اضافه کردن