ترجمه "highland" به فارسی
کوهستان, کوهسار, دور از دریا بهترین ترجمه های "highland" به فارسی هستند.
highland
noun
adjective
دستور زبان
An area of land that is at elevation; mountainous land. [..]
-
کوهستان
nounThere are 800 different languages in the highlands.
800 زبان مختلف در کوهستان آنجا موجود بود.
-
کوهسار
mountainous region or elevated mountainous plateau
-
دور از دریا
adjective noun
-
ترجمه های کمتر
- کوهستانی
- کوهپایه
- بلندا
- فلات
- بلند
- (وابسته به سرزمینی که از دریا خیلی بلندتر است) کوهستانی
- کوهپایه ای
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " highland " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Highland
adjective
دستور زبان
relating to the Highlands. [..]
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Highland" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Highland در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "highland" با ترجمه به فارسی
-
اهییاکیرمآ هب هک تسا یا هليبق( نایتوال دنلیاه و گن امه)دندرک کمک مانتیو گنج نامز رد
-
ابروزردک کوهستان
-
تپهها · درههاي مرتفع · زمینهای مرتفع · كوهها · كوهپايهها · نواحي كوهستاني · نواحي مرتفع
-
(زبان شناسی) گویش کوهستان های جنوبی (لهجه ی انگلیسی مردم کوهستان های آپالاش در جنوب ایالات متحده)
-
بلندا نشین · فلات زی H( -2 بزرگ) اهل شمال اسکاتلند · کوهپایه نشین
-
رقص بومی مردمان شمال اسکاتلند
اضافه کردن مثال
اضافه کردن