ترجمه "highlands" به فارسی

زمینهای مرتفع, تپهها, درههاي مرتفع بهترین ترجمه های "highlands" به فارسی هستند.

highlands noun دستور زبان

An area of high land. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • زمینهای مرتفع

  • تپهها

  • درههاي مرتفع

  • ترجمه های کمتر

    • كوهها
    • كوهپايهها
    • نواحي كوهستاني
    • نواحي مرتفع
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " highlands " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Highlands proper noun

A mountainous area of Scotland. [..]

+ اضافه کردن

"Highlands" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Highlands در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

عباراتی شبیه به "highlands" با ترجمه به فارسی

  • اهییاکیرمآ هب هک تسا یا هليبق( نایتوال دنلیاه و گن امه)دندرک کمک مانتیو گنج نامز رد
  • ابروزردک کوهستان
  • (وابسته به سرزمینی که از دریا خیلی بلندتر است) کوهستانی · بلند · بلندا · دور از دریا · فلات · کوهسار · کوهستان · کوهستانی · کوهپایه · کوهپایه ای
  • (زبان شناسی) گویش کوهستان های جنوبی (لهجه ی انگلیسی مردم کوهستان های آپالاش در جنوب ایالات متحده)
  • بلندا نشین · فلات زی H( -2 بزرگ) اهل شمال اسکاتلند · کوهپایه نشین
  • رقص بومی مردمان شمال اسکاتلند
  • (وابسته به سرزمینی که از دریا خیلی بلندتر است) کوهستانی · بلند · بلندا · دور از دریا · فلات · کوهسار · کوهستان · کوهستانی · کوهپایه · کوهپایه ای
اضافه کردن

ترجمه های "highlands" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه