ترجمه "highlander" به فارسی
بلندا نشین, فلات زی H( -2 بزرگ) اهل شمال اسکاتلند, کوهپایه نشین بهترین ترجمه های "highlander" به فارسی هستند.
highlander
noun
دستور زبان
A person who inhabits The Scottish Highlands. [..]
-
بلندا نشین
-
فلات زی H( -2 بزرگ) اهل شمال اسکاتلند
-
کوهپایه نشین
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " highlander " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Highlander
noun
دستور زبان
Someone from the Highlands, usually the Highlands of Scotland. [..]
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Highlander" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Highlander در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "highlander" با ترجمه به فارسی
-
اهییاکیرمآ هب هک تسا یا هليبق( نایتوال دنلیاه و گن امه)دندرک کمک مانتیو گنج نامز رد
-
ابروزردک کوهستان
-
تپهها · درههاي مرتفع · زمینهای مرتفع · كوهها · كوهپايهها · نواحي كوهستاني · نواحي مرتفع
-
(وابسته به سرزمینی که از دریا خیلی بلندتر است) کوهستانی · بلند · بلندا · دور از دریا · فلات · کوهسار · کوهستان · کوهستانی · کوهپایه · کوهپایه ای
-
(زبان شناسی) گویش کوهستان های جنوبی (لهجه ی انگلیسی مردم کوهستان های آپالاش در جنوب ایالات متحده)
-
رقص بومی مردمان شمال اسکاتلند
-
(وابسته به سرزمینی که از دریا خیلی بلندتر است) کوهستانی · بلند · بلندا · دور از دریا · فلات · کوهسار · کوهستان · کوهستانی · کوهپایه · کوهپایه ای
اضافه کردن مثال
اضافه کردن