ترجمه "highlight" به فارسی
روشن, پررنگ, مورد تاکید قرار دادن بهترین ترجمه های "highlight" به فارسی هستند.
highlight
verb
noun
دستور زبان
An area or a spot in a drawing, painting, or photograph that is strongly illuminated. [..]
-
روشن
nounstrongly illuminated area in a drawing, painting, or photograph
I thought we agreed that the links would highlight as you scrolled over.
لينک بايد وقتي که موس رو روش مياري روشن بشه
-
پررنگ
nounstrongly illuminated area in a drawing, painting, or photograph
But I just wanted to highlight one very quick example,
اما میخواستم یک مثال سریع رو پررنگ تر کنم،
-
مورد تاکید قرار دادن
-
ترجمه های کمتر
- اوج
- (جالب ترین یا مهم ترین بخش یاصحنه ی هرچیز) بخش جالب
- (عکس یا نقاشی و غیره) بخش روشن (از سایه روشن)
- اطمینان دادن به
- بخش درخشان
- بخش نورانی (high light هم می نویسند)
- بخش پر نورتر (هرچیز)
- برجسته بودن
- برجسته قلمداد کردن
- درخشان کردن
- درخشانترین بخش چیزی بودن
- رنگ روشن زدن به
- زیر جملات یا مطالب مهم متن خط کشیدن
- نورانی کردن (بخشی از فرتور یا نقاشی و غیره)
- نکته ی برجسته
- نکته ی مهم
- پر رنگ کردن
- چشمگیر بودن
- چشمگیر کردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " highlight " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "highlight" با ترجمه به فارسی
-
برجستهسازی نحو
-
مش
-
نکات برجسته و قابل توجه مالی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن