ترجمه "hunger" به فارسی
گرسنگی, قحطی, عطش بهترین ترجمه های "hunger" به فارسی هستند.
A need or compelling desire of food. [..]
-
گرسنگی
nounneed for food [..]
Freedom from hunger is a must for all.
رهایی از گرسنگی یک ضرورت برای همگان است.
-
قحطی
nounThere is no need to doubt that God’s appointed King can eradicate hunger, sickness, dangerous weather, wicked spirits, or death itself.
شکی نیست که پادشاه برگزیدهٔ خدا قادر است قحطی، بیماری، طوفان، دیوها و مرگ را ریشهکن سازد.
-
عطش
nounIt seemed that he would never succeed in satisfying his hunger for sleep.
گوئی هرگز نمیتوانست این عطش خود را سیراب کند.
-
ترجمه های کمتر
- اشتها
- گرسنگي
- ولع
- اشتیاق
- تشنگی
- جوع
- سيري
- gorosnegi
- ایاسگی
- بياشتهايي
- پژهان
- گروس
- آرزومندی
- اشتیاق داشتن
- تشنه بودن
- تشنه ی چیزی بودن
- جوع داشتن
- شهوت داشتن
- میل وافر داشتن (با : for یا after)
- گرسنه بودن
- گرسنه شدن
- گرسنگی دادن
- گرسنگی کشیدن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " hunger " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Hunger (novel)
"Hunger" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Hunger در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "hunger" با ترجمه به فارسی
-
چرا انها از گرسنگی میمیرند
-
از گرسنگی مردن
-
گرسنگي (فيزيولوژي)
-
اعتصاب غذا · اعتصاب غذاى زندانيان و غيره
-
گرسنگی (مشکل اجتماعی-اقتصادی)