ترجمه "hunk" به فارسی

گوشتپاره, قلنبه, (خودمانی) مرد خوش هیکل و جذاب بهترین ترجمه های "hunk" به فارسی هستند.

hunk noun دستور زبان

A large or dense piece of something. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • گوشتپاره

  • قلنبه

  • (خودمانی) مرد خوش هیکل و جذاب

  • ترجمه های کمتر

    • (مرد) تیکه
    • تکه ی بزرگ (به ویژه گوشت یا نان)
    • راسته ی گوشت
    • هیکل دار و گیرا
    • پاره ی نان
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " hunk " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "hunk" با ترجمه به فارسی

  • (نادر) آدم خسیس و بدقلق · ناتو
اضافه کردن

ترجمه های "hunk" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه