ترجمه "hunker" به فارسی

سرین, کون, (جمع) کپل ها بهترین ترجمه های "hunker" به فارسی هستند.

hunker verb noun دستور زبان

(intransitive) To crouch or squat close to the ground. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • سرین

    noun
  • کون

    noun verb
  • (جمع) کپل ها

  • ترجمه های کمتر

    • (روی کپل ها) نشستن
    • (معمولا با : down) چمباتمه زدن
    • دولا شدن
    • سرپا ایستادن
    • چمباتمه زدن
    • چمبک زدن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " hunker " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "hunker" با ترجمه به فارسی

  • لنبر · کفل · گرده
  • محافظه کاری · کهنه پرستی
  • دولا شدن · سرپا ایستادن · چمباتمه زدن
اضافه کردن

ترجمه های "hunker" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه