ترجمه "hungriness" به فارسی

تشنگی, عطش, قحطی بهترین ترجمه های "hungriness" به فارسی هستند.

hungriness noun دستور زبان

The characteristic of being hungry; hunger. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • تشنگی

    noun
  • عطش

    noun

    the splitting off of a new group of able, under employed, power hungry people,

    انشعاب قشر تازهای از آدمهای توانمند، با اشتغال ناقص و عطش برای قدرت،

  • قحطی

    noun
  • گرسنگی

    noun

    He did not feel either hungry or tired, only filled with wonder.

    نه احساس گرسنگی میکرد و نه احساس خستگی، فقط شگفت زده بود.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " hungriness " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "hungriness" با ترجمه به فارسی

  • گرسنه هستم · گرسنهام
  • (خاک) نابارور · (در ترکیب) - خواه · (نادر) گرسنگی آور · آرزومند · بایر · بی قوت · خواهان · غیرحاصلخیز · مشتاق · ناشتا · کم زور · گرسنه
  • گرسنه
  • دیژیتاریا اکسیلیس · فونيو
  • (خاک) نابارور · (در ترکیب) - خواه · (نادر) گرسنگی آور · آرزومند · بایر · بی قوت · خواهان · غیرحاصلخیز · مشتاق · ناشتا · کم زور · گرسنه
  • (خاک) نابارور · (در ترکیب) - خواه · (نادر) گرسنگی آور · آرزومند · بایر · بی قوت · خواهان · غیرحاصلخیز · مشتاق · ناشتا · کم زور · گرسنه
  • (خاک) نابارور · (در ترکیب) - خواه · (نادر) گرسنگی آور · آرزومند · بایر · بی قوت · خواهان · غیرحاصلخیز · مشتاق · ناشتا · کم زور · گرسنه
  • (خاک) نابارور · (در ترکیب) - خواه · (نادر) گرسنگی آور · آرزومند · بایر · بی قوت · خواهان · غیرحاصلخیز · مشتاق · ناشتا · کم زور · گرسنه
اضافه کردن

ترجمه های "hungriness" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه