ترجمه "immemorial" به فارسی

دیرین, فرایاد, به یاد نیاوردنی بهترین ترجمه های "immemorial" به فارسی هستند.

immemorial adjective

That is beyond memory; ancient. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • دیرین

    and you feel that in those umbrageous places life from immemorial times has been led according to immemorial ways.

    و میتوان احساس کرد که در آن نقاط پر سایه و پنهان زندگی از ارمنه دیرین طبق روشهای ازیاد رفته ادامه داشته است.

  • فرایاد

  • به یاد نیاوردنی

  • دوران های بسیار باستانی

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " immemorial " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "immemorial" با ترجمه به فارسی

  • بطور خیلی قدیم · چنانکه نتوان بیاد اورد
  • ازلی
  • از دیرباز، از زمان های دور
  • (حقوق) وابسته به قبل از 9811 میلادی · زمان های کهن و از یاد رفته · عهد کهن · وابسته به ماقبل قانون
اضافه کردن

ترجمه های "immemorial" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه