ترجمه "immensity" به فارسی
عظمت, سترگی, نهماری بهترین ترجمه های "immensity" به فارسی هستند.
immensity
noun
دستور زبان
The state or characteristic of being immense. [..]
-
عظمت
Provided that they are face to face with immensity, they smile.
هرچند که با عظمت رودررو باشند لبخند میزنند.
-
سترگی
-
نهماری
-
ترجمه های کمتر
- گتی
- تنومندی
- پهناوری
- بزرگی زیاد
- بی پایانی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " immensity " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "immensity" با ترجمه به فارسی
-
(در اصل) بی حد و حصر · (قدیمی - خودمانی) عالی · بسیار بزرگ · بی نهایت · بی پایان · تنومند · سترگ · سهمگین · عظیم · نهمار · وسيع · پهناور · گت
-
بسیار · بطور وسیع · بطور پهناور · بی اندازه · زیاد
-
بزرگی · زیادی · عظمت · وسعت · پهناوری · گزافی
-
(در اصل) بی حد و حصر · (قدیمی - خودمانی) عالی · بسیار بزرگ · بی نهایت · بی پایان · تنومند · سترگ · سهمگین · عظیم · نهمار · وسيع · پهناور · گت
-
(در اصل) بی حد و حصر · (قدیمی - خودمانی) عالی · بسیار بزرگ · بی نهایت · بی پایان · تنومند · سترگ · سهمگین · عظیم · نهمار · وسيع · پهناور · گت
اضافه کردن مثال
اضافه کردن