ترجمه "immense" به فارسی

وسيع, عظیم, پهناور بهترین ترجمه های "immense" به فارسی هستند.

immense adjective دستور زبان

Huge, gigantic, very large. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • وسيع

  • عظیم

    adjective

    In this universe, an object can be both immense and microscopic.

    اینجا هر شیئی میتواند هم خیلی عظیم باشد و هم خیلی ریز و میکروسکوپی.

  • پهناور

    adjective

    About him was the immense plain of Germany, the green ocean.

    گرداگرد او را دشت پهناور آلمان، این اقیانوس تیره، فراگرفته بود.

  • ترجمه های کمتر

    • تنومند
    • سهمگین
    • نهمار
    • گت
    • سترگ
    • (در اصل) بی حد و حصر
    • (قدیمی - خودمانی) عالی
    • بسیار بزرگ
    • بی نهایت
    • بی پایان
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " immense " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "immense" با ترجمه به فارسی

  • بزرگی زیاد · بی پایانی · تنومندی · سترگی · عظمت · نهماری · پهناوری · گتی
  • بسیار · بطور وسیع · بطور پهناور · بی اندازه · زیاد
  • بزرگی · زیادی · عظمت · وسعت · پهناوری · گزافی
اضافه کردن

ترجمه های "immense" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه