ترجمه "immensely" به فارسی
بسیار, زیاد, بطور وسیع بهترین ترجمه های "immensely" به فارسی هستند.
immensely
adverb
دستور زبان
Hugely; extremely; vastly. [..]
-
بسیار
adjective adverbHer movements were slow, but she was immensely capable and she never failed in an emergency.
کند کار بود، اما بسیار قابل و کارآمد و در موارد اضطراری در نمیماند.
-
زیاد
adjective verb -
بطور وسیع
-
ترجمه های کمتر
- بطور پهناور
- بی اندازه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " immensely " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "immensely" با ترجمه به فارسی
-
(در اصل) بی حد و حصر · (قدیمی - خودمانی) عالی · بسیار بزرگ · بی نهایت · بی پایان · تنومند · سترگ · سهمگین · عظیم · نهمار · وسيع · پهناور · گت
-
بزرگی زیاد · بی پایانی · تنومندی · سترگی · عظمت · نهماری · پهناوری · گتی
-
بزرگی · زیادی · عظمت · وسعت · پهناوری · گزافی
-
(در اصل) بی حد و حصر · (قدیمی - خودمانی) عالی · بسیار بزرگ · بی نهایت · بی پایان · تنومند · سترگ · سهمگین · عظیم · نهمار · وسيع · پهناور · گت
-
(در اصل) بی حد و حصر · (قدیمی - خودمانی) عالی · بسیار بزرگ · بی نهایت · بی پایان · تنومند · سترگ · سهمگین · عظیم · نهمار · وسيع · پهناور · گت
اضافه کردن مثال
اضافه کردن