ترجمه "immobilization" به فارسی

بیتحرکسازی, ازرواج اندازی, بازداشت از جنبش بهترین ترجمه های "immobilization" به فارسی هستند.

immobilization noun

The act or process of preventing a thing from moving. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • بیتحرکسازی

  • ازرواج اندازی

  • بازداشت از جنبش

  • ترجمه های کمتر

    • تبدیل بسرمایه ثابت
    • جمع اوری
    • عدم تحرک
    • پيوند عرضي
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " immobilization " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "immobilization" با ترجمه به فارسی

  • عدم تحرک
  • سوكسامتونيوم · شلكنندههاي ماهیچه · شلکنندههای عضله · عوامل بيحركتساز · مشتقات كورار
  • باكتريهاي تثبيتشده
  • آنزیمهای تثبیتشده
  • (آنچه که نتوان آن را حرکت داد) حرکت ندادنی · بی جنبش · بی حرکت · ثابت · جنبش ناپذیر · ساکن · ناجنبا · ناچمان · نشیمند · هاژ · پابرجا
  • (پزشکی - با بستن یا گچ گرفتن و غیره از حرکت عضو آسیب دیده جلوگیری کردن) ناجنبا کردن · (پول یا سرمایه را) از گردش خارج کردن · ایستا کردن · بی جنبش کردن · بی حرکت کردن · نا گردان کردن · ناجنبان کردن · ناچمان کردن · نشیمند کردن
  • زیستکاتالیزگر تثبیتشده
  • میکروارگانیسمهای تثبیتشده
اضافه کردن

ترجمه های "immobilization" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه