ترجمه "impair" به فارسی

آسیب رساندن, خراب کردن, زیان رساندن بهترین ترجمه های "impair" به فارسی هستند.

impair adjective verb دستور زبان

to weaken; to affect negatively; to have a diminishing effect on. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • آسیب رساندن

  • خراب کردن

    verb
  • زیان رساندن

    verb
  • ترجمه های کمتر

    • ضعیف کردن
    • معیوب کردن
    • ناقص کردن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " impair " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "impair" با ترجمه به فارسی

  • خراب
  • تیبويعم تدش
  • هنیزه( )یی ویلباد را یا( تیبويعم زا یشان یراک یاهنیزه دییامنیم لمحت دیشاب یم بویعم هکنیا رطاخب هک ییاه مزاول و اههاگتسد هب ناتراک نداد ماجنا یارب لاثم یارب.)دیراد جایتحا صوصخم
  • احاله به محال · از کارافتادگی · اسیب · اسیب زنی · تعلیق به محال · خراب سازی · خراب شدگی · خرابی · زوال · زیان · صدمه · عجز · عدم قابلیت · لطمه · مانع · ناتوانی · نقص · یبوست · یبويعم
  • هنیزه( )یی ویلباد را یا( تیبويعم زا یشان یراک یاهنیزه دییامنیم لمحت دیشاب یم بویعم هکنیا رطاخب هک ییاه مزاول و اههاگتسد هب ناتراک نداد ماجنا یارب لاثم یارب. )دیراد جایتحا صوصخم
  • )مه اب یناوتان دنچ( اه یناوتان یاهبيكرت
  • یحور تایبويعم
اضافه کردن

ترجمه های "impair" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه