ترجمه "implex" به فارسی

تودرتو, پیچیده, پیج در پیچ بهترین ترجمه های "implex" به فارسی هستند.

implex adjective noun دستور زبان

intricate, involved, entangled, complicated, complex [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • تودرتو

  • پیچیده

  • پیج در پیچ

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " implex " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "implex" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه