ترجمه "impossibleness" به فارسی
امکان ناپذیری, عدم امکان بهترین ترجمه های "impossibleness" به فارسی هستند.
impossibleness
noun
دستور زبان
Quality of being impossible. [..]
-
امکان ناپذیری
nounSchool today was somehow, impossibly even more boring than it had seemed just a week ago.
ساعات مدرسه به طور امکان ناپذیری حتی کسل کننده تر از هفتهی پیش بود.
-
عدم امکان
nounPrince Andrew did not reply, but his face expressed the impossibility of altering that decision.
شاهزاده آندره جوابی نداد اما قیافهاش عدم امکان تغییر این تصمیم را ظاهر ساخت.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " impossibleness " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "impossibleness" با ترجمه به فارسی
-
غیر ممکن ها
-
امكان ناپذيرى · امکان ناپذیری · عدم امکان · ممکن نبودن · ناشایندگی · چیز غیر ممکن
-
شیء غیر ممکن
-
امکان ناپذیری · عدم امکان
-
(پهلوی) اتاوان · امکان ناپذیر · انجام ناپذیر · بی تابگر · تحمیل ناپذیر · رنج آور · غیر قابل قبول · غیرممکن · مستحیل، محال · ناخوشایند · ناشایند · نشدنی
-
بطور امکان ناپذیر · چنانکه ممکن نباشد · چنانکه نشود
-
(پهلوی) اتاوان · امکان ناپذیر · انجام ناپذیر · بی تابگر · تحمیل ناپذیر · رنج آور · غیر قابل قبول · غیرممکن · مستحیل، محال · ناخوشایند · ناشایند · نشدنی
-
(پهلوی) اتاوان · امکان ناپذیر · انجام ناپذیر · بی تابگر · تحمیل ناپذیر · رنج آور · غیر قابل قبول · غیرممکن · مستحیل، محال · ناخوشایند · ناشایند · نشدنی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن