ترجمه "imposter" به فارسی
شیاد, غاصب, طرار بهترین ترجمه های "imposter" به فارسی هستند.
imposter
noun
دستور زبان
Someone who attempts to deceive by using an assumed name or identity or other devious disguise. [..]
-
شیاد
nounHarry, throw down the imposter's cloak
هری، شنل اون شیاد و بند از پایین.
-
غاصب
Let it lead to the imposter's, not yours.
بذار اين اتفاق براي غاصب بيافته ، نه براي تو.
-
طرار
-
ترجمه های کمتر
- فریب
- دغل باز
- وانمود کننده
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " imposter " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "imposter" با ترجمه به فارسی
-
(در مسابقات اسبدوانی با بار) وزنه ای که اسب باید آن را حمل کند · (معماری - بخش بالای ستون یا دیوار که تاق ضربی را نگه می دارد) زیرتاقی · باج · تعرفه ی گمرکی · دسته بندی کردن کالاهای وارداتی (به منظور مالیات بندی) · رگه ی زیرتاق · عادت · مالیات (به ویژه مالیات بر واردات) · پاکار
اضافه کردن مثال
اضافه کردن