ترجمه "impossibly" به فارسی
بطور امکان ناپذیر, چنانکه ممکن نباشد, چنانکه نشود بهترین ترجمه های "impossibly" به فارسی هستند.
impossibly
adverb
دستور زبان
Not possibly; in an impossible manner. [..]
-
بطور امکان ناپذیر
-
چنانکه ممکن نباشد
-
چنانکه نشود
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " impossibly " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "impossibly" با ترجمه به فارسی
-
غیر ممکن ها
-
امكان ناپذيرى · امکان ناپذیری · عدم امکان · ممکن نبودن · ناشایندگی · چیز غیر ممکن
-
شیء غیر ممکن
-
امکان ناپذیری · عدم امکان
-
امکان ناپذیری · عدم امکان
-
(پهلوی) اتاوان · امکان ناپذیر · انجام ناپذیر · بی تابگر · تحمیل ناپذیر · رنج آور · غیر قابل قبول · غیرممکن · مستحیل، محال · ناخوشایند · ناشایند · نشدنی
-
(پهلوی) اتاوان · امکان ناپذیر · انجام ناپذیر · بی تابگر · تحمیل ناپذیر · رنج آور · غیر قابل قبول · غیرممکن · مستحیل، محال · ناخوشایند · ناشایند · نشدنی
-
(پهلوی) اتاوان · امکان ناپذیر · انجام ناپذیر · بی تابگر · تحمیل ناپذیر · رنج آور · غیر قابل قبول · غیرممکن · مستحیل، محال · ناخوشایند · ناشایند · نشدنی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن