ترجمه "incandesce" به فارسی

(در اثر گدازش پر نور شدن) دماشید دادن, دماشیدگر شدن, سپید شدن (و نور دادن در اثر حرارت) بهترین ترجمه های "incandesce" به فارسی هستند.

incandesce verb دستور زبان

To cause to be (or to become) incandescent, especially by the application of heat [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • (در اثر گدازش پر نور شدن) دماشید دادن

  • دماشیدگر شدن

  • سپید شدن (و نور دادن در اثر حرارت)

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " incandesce " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "incandesce" با ترجمه به فارسی

  • لامپ برق · لامپ دماشید · لامپ چراغ برق · چراغ برق
  • (نورانی در اثر حرارت زیاد) دماشیدگر · برافروخته · تابنده ملتهب (رجوع شود به luminescence) · تفته · شیدافشان · پرحرارت · پرشید · پرنور
  • لامپ رشتهای
  • تابش بواسطه گرمی زیاد · تشهب · سفید شدگی · سفید گرمی · فروزندگی
  • تابش بواسطه گرمی زیاد · تشهب · سفید شدگی · سفید گرمی · فروزندگی
اضافه کردن

ترجمه های "incandesce" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه