ترجمه "incapable" به فارسی

عاجز, ناتوان, ناقادر بهترین ترجمه های "incapable" به فارسی هستند.

incapable adjective noun دستور زبان

Not being capable (of doing something); unable. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • عاجز

    He was quite incapable of any compassionate feeling about the boy, or about his fate.

    مردک از احساس هرگونه همدردی نسبت به جوان سرنوشت او عاجز به نظر میرسید.

  • ناتوان

    It occurred to Winston that a synthetic face was perhaps incapable of changing its expression.

    به ذهن و ین ستون رسید که چهرهی جراحی شده شاید از تغییر دادن حالت ناتوان باشد.

  • ناقادر

  • ترجمه های کمتر

    • بی جربزه
    • بی عرضه
    • غیرذی صلاح
    • فاقد صلاحیت
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " incapable " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "incapable" با ترجمه به فارسی

  • بی لیاقتی · عجز
  • ازروی بی لیاقتی · ازروی عجز · با نداشتن اهلیت · با نداشتن توانایی
  • بی لیاقتی · بی کفایتی · عجز · عدم اهلیت · عدم صلاحیت · ناتوانی · ناشایستگی
اضافه کردن

ترجمه های "incapable" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه