ترجمه "incapability" به فارسی
عجز, بی لیاقتی, بی کفایتی بهترین ترجمه های "incapability" به فارسی هستند.
incapability
noun
دستور زبان
The condition of being incapable [..]
-
عجز
nounOlivier was weak, delicate, incapable of fighting against difficulties.
اولیویه ضعیف و لاغر بود و از مبارزه با دشواریها عجز داشت.
-
بی لیاقتی
noun -
بی کفایتی
noun
-
ترجمه های کمتر
- ناشایستگی
- ناتوانی
- عدم اهلیت
- عدم صلاحیت
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " incapability " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "incapability" با ترجمه به فارسی
-
بی لیاقتی · عجز
-
ازروی بی لیاقتی · ازروی عجز · با نداشتن اهلیت · با نداشتن توانایی
-
بی جربزه · بی عرضه · عاجز · غیرذی صلاح · فاقد صلاحیت · ناتوان · ناقادر
اضافه کردن مثال
اضافه کردن