ترجمه "incision" به فارسی

برش, بریدگی, شکاف بهترین ترجمه های "incision" به فارسی هستند.

incision noun دستور زبان

A cut, especially one made by a scalpel or similar medical tool in the context of surgical operation. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • برش

    noun

    Okay, now this is gonna numb the area of the first incision.

    خوب حالا اين مخل اولين برش رو بي حس ميکنه

  • بریدگی

    noun

    We had to make incisions in the burned area of Lexi's chest to improve her ability to breathe.

    مجبور شدیم در محل سوختگی قفسه سینه لکسی بریدگی هایی ایجاد کنیم تا بتونه نفس بکشه

  • شکاف

    noun

    Those incisions are too far from the lungs.

    اين شکاف ها از ريه هاش خيلي دور هستن.

  • ترجمه های کمتر

    • انسیزیون
    • برندگی
    • تیزی
    • چاک
    • (جراحی - برش یا شکافی که در بافت ایجاد شده است) شکاف
    • برش (جراحی)
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " incision " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "incision" با ترجمه به فارسی

  • (بریدن و نقش ایجاد کردن) حک کردن · شکافتن · چاک دادن · کافیدن
  • برش · شکاف
  • برنده · تیز · تیزبین · ثنایایی · حاد · صریح و روشن · قاطع · نافذ · وابسته به دندان پیشین · کرکننده
  • برندگى · برندگی
  • (دارای لبه ی چاکدار مانند برخی برگ ها) بریده بریده · حک شده · چاکدار · کنده کاری شده
  • بطور برنده · بطور زننده · بطور نافذ · رک
  • (بریدن و نقش ایجاد کردن) حک کردن · شکافتن · چاک دادن · کافیدن
  • (بریدن و نقش ایجاد کردن) حک کردن · شکافتن · چاک دادن · کافیدن
اضافه کردن

ترجمه های "incision" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه