ترجمه "inculcate" به فارسی

نیوشاندن, (باتکرار یا تشویق) در مغز جایگزین کردن, (در مغز) پروراندن بهترین ترجمه های "inculcate" به فارسی هستند.

inculcate verb دستور زبان

(transitive) To teach by repeated instruction. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • نیوشاندن

  • (باتکرار یا تشویق) در مغز جایگزین کردن

  • (در مغز) پروراندن

  • ترجمه های کمتر

    • تلقین کردن
    • جایگیر ساختن
    • فرو کردن
    • پا گذاشتن
    • پایمال کردن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " inculcate " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "inculcate" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "inculcate" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه