ترجمه "incult" به فارسی

نافرهیخته, (زمین) کشت نشده, (نادر) بهترین ترجمه های "incult" به فارسی هستند.

incult adjective دستور زبان

(now rare) Uncultivated, wild. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • نافرهیخته

  • (زمین) کشت نشده

  • (نادر)

  • بی فرهنگ

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " incult " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "incult" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه