ترجمه "incumbrance" به فارسی

بازماندگی, گرو, مانع بهترین ترجمه های "incumbrance" به فارسی هستند.

incumbrance noun دستور زبان

A burden; a thing that must be carried. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • بازماندگی

    noun
  • گرو

    noun
  • مانع

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • بار
    • رجوع شود به encumbrance
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " incumbrance " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "incumbrance" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "incumbrance" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه