ترجمه "incumbency" به فارسی
تصدی, بایستگی, خوابیدگی بهترین ترجمه های "incumbency" به فارسی هستند.
incumbency
noun
دستور زبان
The state of being incumbent. [..]
-
تصدی
noun -
بایستگی
-
خوابیدگی
-
ترجمه های کمتر
- درازکشیدگی
- غنودگی
- وجوب
- تصرف
- اشغال
- (وظیفه و غیره) الزام
- حق تصدی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " incumbency " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن