ترجمه "inculcation" به فارسی
تلقین, جایگیر سازی بهترین ترجمه های "inculcation" به فارسی هستند.
inculcation
noun
دستور زبان
The teaching of something by using frequent repetition [..]
-
تلقین
LT: But men are so inculcated in the culture
ل ت: اما به مردها چنان از لحاظ فرهنگی تلقین شده
-
جایگیر سازی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " inculcation " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "inculcation" با ترجمه به فارسی
-
(باتکرار یا تشویق) در مغز جایگزین کردن · (در مغز) پروراندن · تلقین کردن · جایگیر ساختن · فرو کردن · نیوشاندن · پا گذاشتن · پایمال کردن
-
تلقین کننده
اضافه کردن مثال
اضافه کردن