ترجمه "infecundity" به فارسی

بیحاصلی, سترونی, بی باری بهترین ترجمه های "infecundity" به فارسی هستند.

infecundity noun دستور زبان

Lack of fecundity or fruitfulness; barrenness; sterility; unproductiveness. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • بیحاصلی

  • سترونی

  • بی باری

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " infecundity " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "infecundity" با ترجمه به فارسی

  • بی ثمر · عقیم · غیر حاصلخیز · نابارور · نابرومند · نازا
اضافه کردن

ترجمه های "infecundity" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه