ترجمه "infeoff" به فارسی

تسلیم کردن, صاحب ملک کردن, واگذار کردن بهترین ترجمه های "infeoff" به فارسی هستند.

infeoff verb دستور زبان

Alternative form of [i]enfeoff[/i] To put (a person) in legal possession of a freehold interest; to transfer a fief to.

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • تسلیم کردن

  • صاحب ملک کردن

  • واگذار کردن

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " infeoff " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "infeoff" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه