ترجمه "inferior" به فارسی
زیردست, زیرین, زیر نویس بهترین ترجمه های "inferior" به فارسی هستند.
inferior
adjective
noun
دستور زبان
In botany, inside the flower stalk below the petals. Said of an ovary. [..]
-
زیردست
By no means do elders treat as inferior a ministerial servant who may be comparatively young.
آنان به هیچ وجه با خادمان کمکی که اغلب جوان میباشند، همچون زیردست رفتار نمیکنند.
-
زیرین
-
زیر نویس
adjective noun
-
ترجمه های کمتر
- پست
- حقیر
- نامرغوب
- بد
- پایینی
- کهتر
- بنجل
- ذبون
- زبون
- خوار
- پسمند
- پسوا
- وازده
- فرمانبردار
- چاکر
- تابع
- نازل
- (از نظر جا) در پایین
- (از نظر مقام و رتبه) دون
- (نجوم - وابسته به سیارات میان خورشید و زمین) تنگ خورشیدی
- (چاپ) واقع در زیر خط
- (کالا و غیره - از نظر مرغوبیت) بد
- (کالبدشناسی) تحتانی
- (گیاه شناسی - در مورد تخمدان برخی گل ها - دارای کاسبرگ و گلبرگ و پرچم چسبیده به تارک) همبند
- دم دستی
- دون پایه
- فرودین (در برابر فرازین)
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " inferior " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "inferior" با ترجمه به فارسی
-
جلهزيان · ديكتيوستليوميستها · فيتوساركودينا · قارچهاي اينفريور · قارچهاي مخاطي · كپكهاي مخاطي · مخاطيريسهداران · مخاطیجلگان · ميكسوبيونتا · ميكسوميكوتا · ميكسوميكوتينا · ميكسوگاستريا · میکسومیستها · پلاسموديوفورالز · پلاسموديوفوروميستها · ژيمنوميكوتا
-
پستی
-
استخوان شاخک تحتانی بینی
-
قارچهاي اينفريور (فيكوميستها)
-
کالای پست
-
(روان شناسی) خودکوچک بینی · خود کم بینی · عقده حقارت · عقده ی حقارت · همتافت خود فروبینی
-
بزرگسیاهرگ زیرین
-
قارچهاي اينفريور (ميكسوميكوتينا)
اضافه کردن مثال
اضافه کردن