ترجمه "inferible" به فارسی
برامدنی, قابل استنباط, پی بردنی بهترین ترجمه های "inferible" به فارسی هستند.
inferible
adjective
دستور زبان
[chiefly used 1800-1850] Alternative spelling of [i]inferrible[/i] ( synonym of [i]inferable[/i]).
-
برامدنی
-
قابل استنباط
-
پی بردنی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " inferible " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "inferible" با ترجمه به فارسی
-
آمار استنباطی
-
استنباط
-
(منطق) استنتاج · است باطی · استنباط · برداشت · دریافت · نتیجه ای که از راه استنباط به دست می آید · نتیجه گیری
-
برامدنی · دریافتنی · قابل استنباط · پی بردنی
-
استنتاج استقرایی
-
سیستم استنتاج ممدانی
-
موتور استنتاج
-
استنتاج دلخواه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن