ترجمه "inferable" به فارسی
برامدنی, دریافتنی, قابل استنباط بهترین ترجمه های "inferable" به فارسی هستند.
inferable
adjective
دستور زبان
Pertaining to something that can be implied or inferred. [..]
-
برامدنی
-
دریافتنی
-
قابل استنباط
-
پی بردنی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " inferable " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "inferable" با ترجمه به فارسی
-
آمار استنباطی
-
استنباط
-
برامدنی · قابل استنباط · پی بردنی
-
(منطق) استنتاج · است باطی · استنباط · برداشت · دریافت · نتیجه ای که از راه استنباط به دست می آید · نتیجه گیری
-
استنتاج استقرایی
-
سیستم استنتاج ممدانی
-
موتور استنتاج
-
استنتاج دلخواه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن