ترجمه "infinity" به فارسی

بینهایت, ابدیت, بیکرانی بهترین ترجمه های "infinity" به فارسی هستند.

infinity noun دستور زبان

Limitlessness, unlimitedness, something which is growing without limits or bounds. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • بینهایت

    mathematical concept of something without any limit

    It extended on into infinity, and through its golden depths his soul went questing after hers.

    تا بینهایت گسترش مییافت و از ژرفای طلاییاش روح مارتین به جستجوی روح او میرفت.

  • ابدیت

    noun

    Until then, best not to walk the streets wearing an infinity stone.

    ... تا اونموقع بهتره توی خیابونا با یک " سنگ ابدیت " راه نری

  • بیکرانی

    the infinity would overwhelm it.

    و گر نه بیکرانی حوادث شیرازهاش را از هم خواهد گسیخت.

  • ترجمه های کمتر

    • بیحدی
    • (ریاضی) ناپایانی
    • (فضا یا فاصله یا مقدار یا زمان و غیره) بیکران
    • (هندسه) نقطه ی بی نهایت
    • بی انتهایی
    • بی اندازگی
    • بی نهایت
    • بی پایان
    • نامتناهی بودن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " infinity " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Infinity

Infinity, Inc.

+ اضافه کردن

"Infinity" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Infinity در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

اضافه کردن

ترجمه های "infinity" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه