ترجمه "inflexed" به فارسی
معطوف, (زیست شناسی - دارای خمیدگی تند به سوی درون یا زیر) خمشدار بهترین ترجمه های "inflexed" به فارسی هستند.
inflexed
adjective
دستور زبان
(botany) inflected [..]
-
معطوف
-
(زیست شناسی - دارای خمیدگی تند به سوی درون یا زیر) خمشدار
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " inflexed " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "inflexed" با ترجمه به فارسی
-
بطور خم نشدنی · بطور غیر قابل انحنا · چنانکه نتوان نرم یا خم کرد
-
(دارای اراده ی) استوار · (واروی : flexible) · بی خمش · تا نشدنی · تغییر ناپذیر · ثابت · خم ناپذیر · خمش ناپذیر · خوش بنیه · دگرگون نشدنی · سخت · عوض نشدنی · غیرقابل انعطاف · نرم نشدنی · یکدنده
-
سختی
-
تغییر ناپذیری · ثبات · سختی · سفتی · عدم امادگی برای خم شدن · متانت
-
بطور خم نشدنی · بطور غیر قابل انحنا · چنانکه نتوان نرم یا خم کرد
-
سختی
-
تغییر ناپذیری · ثبات · سختی · سفتی · عدم امادگی برای خم شدن · متانت
-
(دارای اراده ی) استوار · (واروی : flexible) · بی خمش · تا نشدنی · تغییر ناپذیر · ثابت · خم ناپذیر · خمش ناپذیر · خوش بنیه · دگرگون نشدنی · سخت · عوض نشدنی · غیرقابل انعطاف · نرم نشدنی · یکدنده
اضافه کردن مثال
اضافه کردن