ترجمه "inflexibility" به فارسی
سختی, سفتی, ثبات بهترین ترجمه های "inflexibility" به فارسی هستند.
inflexibility
noun
دستور زبان
The quality or state of being inflexible, or not capable of being bent or changed; unyielding stiffness; inflexibleness; rigidity; obstinacy. [..]
-
سختی
nounI promise you that to make up for her want of loyalty I will be most inflexibly severe
من عهد میکنم که تکلیف خود را کماهو حقه مجرا دارم و آنچه سختی که لازم باشد به عمل آورم
-
سفتی
-
ثبات
noun
-
ترجمه های کمتر
- متانت
- تغییر ناپذیری
- عدم امادگی برای خم شدن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " inflexibility " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "inflexibility" با ترجمه به فارسی
-
بطور خم نشدنی · بطور غیر قابل انحنا · چنانکه نتوان نرم یا خم کرد
-
(دارای اراده ی) استوار · (واروی : flexible) · بی خمش · تا نشدنی · تغییر ناپذیر · ثابت · خم ناپذیر · خمش ناپذیر · خوش بنیه · دگرگون نشدنی · سخت · عوض نشدنی · غیرقابل انعطاف · نرم نشدنی · یکدنده
-
(زیست شناسی - دارای خمیدگی تند به سوی درون یا زیر) خمشدار · معطوف
-
سختی
-
بطور خم نشدنی · بطور غیر قابل انحنا · چنانکه نتوان نرم یا خم کرد
-
سختی
-
(زیست شناسی - دارای خمیدگی تند به سوی درون یا زیر) خمشدار · معطوف
-
(دارای اراده ی) استوار · (واروی : flexible) · بی خمش · تا نشدنی · تغییر ناپذیر · ثابت · خم ناپذیر · خمش ناپذیر · خوش بنیه · دگرگون نشدنی · سخت · عوض نشدنی · غیرقابل انعطاف · نرم نشدنی · یکدنده
اضافه کردن مثال
اضافه کردن