ترجمه "ingenuity" به فارسی
نبوغ, ابتکار, هوش بهترین ترجمه های "ingenuity" به فارسی هستند.
ingenuity
noun
دستور زبان
The ability to solve difficult problems, often in original and creative ways [..]
-
نبوغ
nounHadley, we're up against an opposition of fiendish ingenuity.
هدلی ، ما در برابر هستیم یک اپوزیسیون از نبوغ شیطانی است.
-
ابتکار
nounThese recruitsdisplayed some of the French ingenuity and fury.
این تازهکاران آثاری از ابتکار و از حدت فرانسویان را در جنگ از خود بروز دادند.
-
هوش
noun
-
ترجمه های کمتر
- استعداد
- زیرکی
- ذکاوت
- استادی
- نوآفرینی
- زرنگی
- نوآوری
- تیزهوشی
- استادانه
- صفا
- (مهجور) ساده دلی
- (وسیله یا ابزار یا ماشین و غیره) طرح ماهرانه
- صاف و سادگی
- قوه ابتکار
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " ingenuity " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "ingenuity" با ترجمه به فارسی
-
(در اصل) اشراف زاده · بزرگ زاده · بزرگوار · بی رودرواسی · بی ریا · بی شیله و پیله · رک · ساده دل · شریف · صاف و ساده · صریح · نیک سرشت · پاک نهاد
-
اصالت · بی تزویری · راست بازی · رک گویی · سادگی · نجابت · پاکی
-
(تئاتر) نقش دختر ساده دل · (دختر) ساده دل · بازیگری که دختر ساده ای را نمایش دهد · دختر ساده · معصوم و بی تجربه · هنرپیشه ای که این نقش را بازی می کند
-
ازروی سادگی · بارک گویی · بدون تزویر · بی حیله · صادقانه
-
اصالت · بی تزویری · راست بازی · رک گویی · سادگی · نجابت · پاکی
-
(در اصل) اشراف زاده · بزرگ زاده · بزرگوار · بی رودرواسی · بی ریا · بی شیله و پیله · رک · ساده دل · شریف · صاف و ساده · صریح · نیک سرشت · پاک نهاد
اضافه کردن مثال
اضافه کردن