ترجمه "ingenuous" به فارسی

بزرگوار, شریف, صریح بهترین ترجمه های "ingenuous" به فارسی هستند.

ingenuous adjective دستور زبان

naïve and trusting [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • بزرگوار

  • شریف

  • صریح

  • ترجمه های کمتر

    • رک
    • (در اصل) اشراف زاده
    • بزرگ زاده
    • بی رودرواسی
    • بی ریا
    • بی شیله و پیله
    • ساده دل
    • صاف و ساده
    • نیک سرشت
    • پاک نهاد
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " ingenuous " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "ingenuous" با ترجمه به فارسی

  • (مهجور) ساده دلی · (وسیله یا ابزار یا ماشین و غیره) طرح ماهرانه · ابتکار · استادانه · استادی · استعداد · تیزهوشی · ذکاوت · زرنگی · زیرکی · صاف و سادگی · صفا · قوه ابتکار · نبوغ · نوآفرینی · نوآوری · هوش
  • اصالت · بی تزویری · راست بازی · رک گویی · سادگی · نجابت · پاکی
  • (تئاتر) نقش دختر ساده دل · (دختر) ساده دل · بازیگری که دختر ساده ای را نمایش دهد · دختر ساده · معصوم و بی تجربه · هنرپیشه ای که این نقش را بازی می کند
  • ازروی سادگی · بارک گویی · بدون تزویر · بی حیله · صادقانه
  • اصالت · بی تزویری · راست بازی · رک گویی · سادگی · نجابت · پاکی
اضافه کردن

ترجمه های "ingenuous" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه