ترجمه "ingenious" به فارسی

نابغه, ابتکاری, بکر بهترین ترجمه های "ingenious" به فارسی هستند.

ingenious adjective دستور زبان

Displaying genius or brilliance; tending to invent. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • نابغه

    but Spanish prisons are full of ingenious criminals.

    ولی زند آنهای اسپانیا پر است از تبهکاران نابغه،

  • ابتکاری

    All this ingenious mixture was ground up and flavored with spices to make it taste like something.

    همه این مخلوط ابتکاری را له میکردند و ادویه میزدند تا طعمی پیدا کند.

  • بکر

    adjective noun

    Still, however, though every thing had not been accomplished by her ingenious device

    با این حال، با وجود این که همه چیز طبق نقشهی بکر اِما پیش نرفته بود،

  • ترجمه های کمتر

    • مبتکر
    • کاردان
    • استادانه
    • غباد
    • فرهوش
    • مبدع
    • نوآفرین
    • نوآور
    • نوآورانه
    • پرابتکار
    • ناقلا
    • زرنگ
    • ماهر
    • (آنچه که با مهارت و استادی ساخته یا انجام شده باشد) ماهرانه
    • (در اصل) دارای نبوغ
    • ابداع گر
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " ingenious " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "ingenious" با ترجمه به فارسی

  • ازروی استادی · استادانه · باهوش اختراعی · زیرکانه · ماهرانه
  • استعداد · صفا · قوه ابتکار · نبوغ · هوش
  • استعداد · صفا · قوه ابتکار · نبوغ · هوش
اضافه کردن

ترجمه های "ingenious" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه