ترجمه "ingest" به فارسی
درآشامیدن, درهنجیدن, فروبردن بهترین ترجمه های "ingest" به فارسی هستند.
ingest
verb
دستور زبان
To take into the body, as for digestion. [..]
-
درآشامیدن
-
درهنجیدن
-
فروبردن
-
ترجمه های کمتر
- فرودادن
- بلعیدن
- (اگهداد و دانش و غیره را) جذب کردن
- قورت دادن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " ingest " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "ingest" با ترجمه به فارسی
-
دریافت خوراک
-
بلع غذا · دریافت غذا
-
سمیت گوارشی
-
بشکم برنده · قورت دهنده · وابسته به قورت و بلع دادن خوراک
-
بلع · تنفس · در هنگ · درهنگ · دودکش · قورت · نیروی جذب شده
-
بلع · تنفس · در هنگ · درهنگ · دودکش · قورت · نیروی جذب شده
اضافه کردن مثال
اضافه کردن