ترجمه "ingenuousness" به فارسی
سادگی, نجابت, اصالت بهترین ترجمه های "ingenuousness" به فارسی هستند.
ingenuousness
noun
دستور زبان
The condition of being ingenuous [..]
-
سادگی
nounAll these tricks and shows, and her sophisticated ingenuity, were not at all to Christophe's liking.
این میمونبازیها، این خودنمائیهای تولهمانند و این سادگی قلابی به هیچروخوشآیند کریستف نبود.
-
نجابت
-
اصالت
-
ترجمه های کمتر
- پاکی
- بی تزویری
- راست بازی
- رک گویی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " ingenuousness " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "ingenuousness" با ترجمه به فارسی
-
(در اصل) اشراف زاده · بزرگ زاده · بزرگوار · بی رودرواسی · بی ریا · بی شیله و پیله · رک · ساده دل · شریف · صاف و ساده · صریح · نیک سرشت · پاک نهاد
-
(مهجور) ساده دلی · (وسیله یا ابزار یا ماشین و غیره) طرح ماهرانه · ابتکار · استادانه · استادی · استعداد · تیزهوشی · ذکاوت · زرنگی · زیرکی · صاف و سادگی · صفا · قوه ابتکار · نبوغ · نوآفرینی · نوآوری · هوش
-
(تئاتر) نقش دختر ساده دل · (دختر) ساده دل · بازیگری که دختر ساده ای را نمایش دهد · دختر ساده · معصوم و بی تجربه · هنرپیشه ای که این نقش را بازی می کند
-
ازروی سادگی · بارک گویی · بدون تزویر · بی حیله · صادقانه
-
(در اصل) اشراف زاده · بزرگ زاده · بزرگوار · بی رودرواسی · بی ریا · بی شیله و پیله · رک · ساده دل · شریف · صاف و ساده · صریح · نیک سرشت · پاک نهاد
اضافه کردن مثال
اضافه کردن