ترجمه "ingenerate" به فارسی

درونزاد, غریزی, نهادی بهترین ترجمه های "ingenerate" به فارسی هستند.

ingenerate adjective verb دستور زبان

Innate, inborn. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • درونزاد

  • غریزی

  • نهادی

  • ترجمه های کمتر

    • خدا
    • (قدیمی)
    • (نادر) خلق نشده ولی موجود
    • به وجود آوردن
    • درون زایی کردن
    • درون ساز کردن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " ingenerate " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "ingenerate" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه