ترجمه "ingathering" به فارسی
وصول, جمع اوری, خرمن برداری بهترین ترجمه های "ingathering" به فارسی هستند.
ingathering
noun
verb
دستور زبان
Present participle of ingather. [..]
-
وصول
noun -
جمع اوری
noun -
خرمن برداری
-
فراهم اوری
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " ingathering " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "ingathering" با ترجمه به فارسی
-
(قدیمی) · درو کردن · گرداوری کردن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن