ترجمه "inquisition" به فارسی

استنطاق, انکیزیسیون, بازجویی بهترین ترجمه های "inquisition" به فارسی هستند.

inquisition verb noun دستور زبان

an investigation or inquiry into the truth of some matter [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • استنطاق

    noun

    the catholic inquisition soon publishes

    استنطاق کاتوليکها بلافاصله منتشر شد کهشايد خونين ترين کتاب تاريخ بشريت باشه

  • انکیزیسیون

    in the most terrible time of the Inquisition

    در یکی از دهشتانگیزترین ادوار انکیزیسیون روی میدهد

  • بازجویی

    Why do I feel as though I'm about to undergo an inquisition?

    چرا من احساس میکنم که مورد بازجویی قرار خواهم گرفت؟

  • ترجمه های کمتر

    • رسیدگی
    • (در اروپای قرون وسطی - با the و I بزرگ) تفتیش مذهبی
    • تفتیش عقاید
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " inquisition " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Inquisition proper noun

a tribunal of the Roman Catholic Church set up to investigate and suppress heresy [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • انکیزیسیون

    tribunal of the Roman Catholic Church

    in the most terrible time of the Inquisition

    در یکی از دهشتانگیزترین ادوار انکیزیسیون روی میدهد

  • تفتیش عقاید

    tribunal of the Roman Catholic Church

    A study of her history—her wars, her crusades, her Inquisitions—reveals just how sour her fruit has been!

    بررسی تاریخ نبردها، جنگهای صلیبی، دادگاههای تفتیش عقاید همگی نشان میدهند که چقدر انگورشان ترش بوده است!

عباراتی شبیه به "inquisition" با ترجمه به فارسی

  • بازجویی کردن · تحقیق کردن
  • فضولی · کنجکاوی
  • تحقیقی · وابسته به تحقیق یا رسیدگی · وابسته به دادگاه روحانی
  • آموزخواه · آموزدوست · زیادپرس · فزون پرس · فضول · مربوط به اندیشه · مشتاق پرسش و یادگیری · پرسان · پی جو · کنجکاو · کنجکاوی برانگیز، سوال برانگیز
  • ازروی کنجکاوی · فضولانه
  • تفتیش عقاید در اسپانیا (آغاز: 8741)
  • ازروی کنجکاوی · فضولانه
  • تحقیقی · وابسته به تحقیق یا رسیدگی · وابسته به دادگاه روحانی
اضافه کردن

ترجمه های "inquisition" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه